X
تبلیغات
آفتاب پرست
و عروسک‌سازش
اول از همه از آقای شکرالهی، آقای شهسواری و مهدی عزیز به خاطر لطف و زحمتای بی‌دریغشون ممنونم و بعد خیلی خیلی از دوستانی که عروسک ساز رو خوندن و دوستانی که خوندن و نظرشون رو یه جور با ایمیل، کامنت یا پست‌های وبلاگی ابراز کردن.. با خوندن هر یکی‌شون، یه چیزی تو دلم شکفت.. یه چیزی سنگین شد و ریخت.. یه چیزی سبک شد و پر زد.. بعد این همه وقت.. بعد این همه زمان که از دست رفت.. من، یه آفتاب‌پرست خوش‌خیال که تازه داشت می‌فهمید آفتاب همیشگی نیست، دیدم یه چراغ کوچیک دستمه که نورش اگرچه ناچیز، خیلیا رو به لبخند می‌یاره.. و این عجیبه.. خوبه.. سنگینه.. و عجیبه.. عروسک‌ساز حالا وجود داره.. اسم‌ورسم داره.. ناشر داره.. جلد داره.. بی‌انتظار.. بی‌دلهره.. ولی خب.. بعضی وقتا آدم اینقدر از دست داده که دیگه به هیچ چیز دلخوش نمی‌شه.. وقت خوبی نیست.. جای خوبی نیست برای این حرف‌ها.. باشه برای بعد


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 15:7  توسط مریم صابری | 
1024x768

عروسک ساز درباره چیست.

 

عروسک ساز ، پیوند میان  اندوه و ترس است. برقراری یک رابطه زیبای داستانی بین مرگ وعروسکها. عروسکها در این رمان ، آن موجودات ناز و دوست داشتنی در دست بچه ها نیستند. عروسکهای این رمان ، بار فاجعه و فقدان را به دوش می کشند. دختر نوجوانی که پدر و مادر را همزمان از دست داده و در نخستین مرحله از مراحل سوگ ، در مرحله انکار فاجعه باقی مانده. او به راهی خلاقانه برای زنده نگاه داشتن آنها در زندگیش دست زده. عروسکها ، این عروسکهای مرموز نقش مدیومهای فرازمینی را برای برقرای ارتباط دختر با روح پدر و مادر ایفا می کنند و او را از پذیرش سرنوشت و کنار آمدن با نبود آنها باز می دارند. فاجعه به اینجا ختم نمی شود. دختر عروسک ساز ، در فرایند این جایگزینی به کشف مهمی رسیده. برتری و اقتدار خودش  در این نوع  رابطه. نفی یکسره بدیها و مشکلاتی که با آنها داشته به مذاق او شیرین آمده. سپس به این فکر می افتد که این مسئله را به عنوان راه حل درباره باقی آدمهایی که به دلخواه او رفتار نمی کنند بکار بگیرد. آدمهایی که او از حل مشکلاتش با آنها  و بیان احساساتش به آنها عاجز است. می تواند تک گوییهای درونی اش را که سرشار از صداقت بی رحمانه و غیر قابل تحمل است به عروسکها بگوید. اما انگار دختر عروسک ساز هم ، از اول با بی عملی عروسکها دچار مشکل بوده تا جایی که سعی می کند به کمک وسایل الکتریکی این ضعف را جبران کند و یا جایی حدودا در انتهای داستان اعتراف می کند کارکرد عروسکها جایی که به برخورداری از ویژگیهای فیزیکی افراد مثل صدای آنها می رسد دچار اشکال می شود. شاید دلیل نیمه تمام ماندن عروسک ساسان همین است که بخش مهمی از رابطه او و برادر ، تماسهای فیزیکی معصومانه دنیای واقعی و ممنوع در ذهن اوست. برادری با چهره اساطیری ، محبوب و دلسوزی که انگار اشتباهی برادر او شده و نه فقط راوی که حتی خواننده هم ته دلش می خواهد این رابطه را به شکل دیگری تبدیل کند. رابطه دختر عروسک ساز با برادرش ، رابطه بسیار پیچیده ایست. آمیختن تحسین و حسادت ، عشق و نفرت ، گریز و بازگشت.

نه به عنوان ضعف در روایت ، به عنوان یک مشکل اجتناب ناپذیر به این اشاره می کنم که شخصیت عماد ، تحت الشعاع شخصیت برادر ساسان- قرار گرفته. همینطور شخصیت پونه تحت الشعاع شخصیت رعنا. با وجود اینکه هرکدام از شخصیتهای به حاشیه رفته ، حجم بیشتری از لحاظ محتوایی به خودشان اختصاص داده اند ولی شخصیت ساسان و رعنا جذابترند و دلیل بودنشان در داستان ملموستر است.     

خرده روایتهایی مثل شرکت کردن در مراسم سالگرد پدر و مادر ، خاله نامحبوب و صحنه تکان دهنده آزار جنسی در مینی بوس با وجود اینکه به خودی خود تکان دهنده هستند ولی به دلیل حجم کم رمان و سعی در مینی مال کردن فضا از دید پنهان شده اند. شاید این ویژگی رمانهای امروز است که این همه حرف و حدیث مهم انگار جنبه تزئینی پیدا کرده اند. مثل ساندویچ های پرملاط امروز که ده جور خوراک خوشمزه را همزمان به معده سرازیر می کنند.

پایان رمان به عقیده من دچار دو اشکال عمده است. اول اینکه برای داستانی تا این اندازه اندوهبار و برای شخصیتی تا این اندازه ویژه ، نچسب و باورناپذیر جلوه می کند. دل کندن از عروسکها شاید به این آسانی نباشد. یا لااقل نیاز به انگیزه ای قویتر دارد و اشکال دوم نیز از همینجا سرچشمه می گیرد که این تحول ، این درک و فهم خطری که عروسکها برای زندگی راوی دارند ، اینکه او را به تدریج از دنیای واقعی منزوی می کنند ، زود اتفاق افتاده. شاید گذشت زمان و بلوغ راوی یا ظهور یک ناجی در زندگی او این پایان عاقلانه را باورپذیر تر می کرد.

مریم صابری در این رمان کار بزرگی کرده. او رویداد سهل و ممتنع خلق شخصیت صادق و بی ملاحظه را یکبار دیگر رقم زده. من شخصا قبلا در رمانهای ایرانی با شخصیتی تا این اندازه صریح و خودویرانگر که بدون تظاهر به معصومیت ، درباره جزئی ترین رویدادهای زندگیش بی رحمانه قضاوت کند بخورد نکرده ام. این کار کمی نیست. 

اگرچه توضیح امر واضح،  جذابیتی ندارد ولی برای تکمیل ستایشم از رمان عروسک ساز مجددا اشاره می کنم به زبان و نگاه منحصر به فرد راوی به عنوان بزرگترین ویژگی رمان. زبان حسرت برانگیز، تشبیه و استعاره های صاحب سبک و چینش  کلمات با معیارهای آوایی شعر در کنار هم.  امید بلندپروازانه ، اما نه محالی دارم به اینکه "عروسک ساز" شاخص نوعی از ادبیات جسور ما باشد و قدر ببیند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 13:14  توسط مریم صابری | 
عروسک‌ساز مهر ۸۷ به پایان رسید و بعد از سه سال تلاش و نتیجه نگرفتن در گرفتن مجوز چاپ به صورت اینترنتی در خوابگرد منتشر شد.

و حالا اینجا.. منم و عروسک ساز و شما..

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 23:21  توسط مریم صابری |